تبليغاتX
"وب دانش آموزان ایرانی خارج از كشور "

*Iranian events in abroad*







پرواز بين جزيره لنكاوی(مالزي)و جزيره كيش 

- دولت مالزي در نظر دارد بين جزيره لنكاوی و جزيره كيش در ايران پرواز مستقيم برقرار كند.

 گزارش روز پنجشنبه ايرنا به نقل از خبرگزاري مالزي (برناما)، اين طرح با هدف جذب گردشگران دو كشور به يكديگر صورت مي‌گيرد.
عزيزان عبدالرزاق سروزير ايالت كداه مالزي با اعلام اين خبر افزود: تلاش هاي لازم توسط دولت محلي براي به اجرا در آمدن اين طرح به اجرا گذاشته خواهد شد.
عبدالرزاق گفت:ما مي‌خواهيم كه گردشگران كيش به لنكاوي هم بيايند.
وي تاكيد كرد: در صورت همكاري متقابل جزاير كيش و لنكاوي در زمينه گردشگري و با توجه به اين كه اين دو جزيره مقاصد مورد علاقه گردشگران خصوصا در بين مسلمانان هستند، روند توسعه در هر دو منطقه سرعت بيشتري خواهد يافت.





نوشته شده توسط amir-kh | لينک ثابت | موضوع: اخبار روز |

تهرانی های اصیل کجایني هستند؟! 


 تهرانی های اصیل کجایي هستند؟!

خودرویی ناگهان از فرعی به اصلی می پیچد و راننده پایش را محکم روی ترمز می گذارد. پس از رد و بدل شدن جملات رکیکی میان دو راننده، خودرویی که خلاف کرده بود می رود و راننده دیگر غرولند کنان می گوید: "هر کس و ناکسی زمینش را در شهر و دهاتش فروخته، یک ماشین خریده و آمده تهران. اینها را چه به ماشین سواری؟ شهر شده پر از غربتی، از هر صد نفر یکی تهرانی نیست."

این راننده ممکن است خودش ته لهجه اصفهانی، آذری یا مشهدی داشته باشد اما گویی در تهران رسم است که همه خود را تهرانی زاده اصیل و دیگران را شهرستانی یا به گونه تحقیرآمیز "دهاتی" بدانند!

گو این که تهرانی بودن به خودی خود فضیلتی به حساب نمی آید، اما واقعا تهرانی ها چه کسانی هستند، کجایند و چه می کنند؟ چه گذشته ای دارند و آیا در شهری که همواره با سیل مهاجران روبرو بوده است، می توان از "تهرانی اصیل" سخن گفت؟

برای یافتن ردپای تهرانی های قدیم، باید به عقب بازگشت و سیر دگرگونی جمعیت شهر را از آغازین دهه ها و سده های بالندگی تهران پی گرفت.

"رنگ ری و مزه مازندران"

اهالی روستای تهران که نامش از سده ششم هجری به کتاب های جغرافی دانان اسلامی راه یافته است، همچون دیگر مردمان ناحیه ری و قصران از تیره آریایی بودند. فرهنگشان از فرهنگ ری باستان و مازندران تأثیر پذیرفته و زبانشان مخلوطی بود از زبان رازی و مازندرانی و تا حدودی گیلانی (دیلمی). این همان زبانی است که تا گذشته نه چندان دور در گویش شمیرانی ها به گوش می رسید.

اما وقتی تهران پایتخت شد، مستوفیان و منشیانی که از فراهان، تفرش، ری و گرکان آمده بودند تا امور دیوان قاجاریه را رتق و فتق کنند، زبان "لفظ قلم" خود را در تهران جا انداختند؛ زبانی که زیباترین جلوه هایش در "منشأت" قائم مقام فراهانی، صدر اعظم محمد شاه قاجار دیده می شود.

شغل روستائیان تهرانی، اغلب کشاورزی از نوع باغداری بود؛ چرا که در نوشته های تاریخی به وجود باغ ها و انارستان های بزرگ پیرامون تهران اشاره شده است.

قبایل عرب و از دوره یورش ترکان و مغولان پاره ای قبایل عمدتا ترک زبان با شیوه زندگی کوچ روی در اطراف تهران جا گرفتند که حالا نامشان را می توان در نام خانوادگی برخی ساکنان شهر پیدا کرد: افشار، شاهسون، کاکاوند، اینانلو، هداوند، کردبچه، پازکی و ...؛ شاخه هایی دیگر از این ایلات در سایر نواحی ایران پراکنده اند.

این جماعت ایلیاتی دست کم تا دوره مظفرالدین شاه قاجار (۱۲۸۵- ۱۲۷۵خورشیدی) پیرامون تهران، ساوه و قزوین در ییلاق و قشلاق بودند اما در دهه های اخیر عده ای از آن ها که عمدتا از ایل شاهسون بودند، در محدوده منطقه ۱۷ شهرداری تهران (حوالی میدان ابوذر و دو راهی قپان) ساکن شدند.

"یک تهرانی و سه مهاجر"

روستای تهران از دوره صفویه جامه شهر به تن کرد و اهمیت نظامی درخوری یافت و حدود ۲۵۰ سال بعد در ۱۲۰۰ هجری قمری پایتخت ایران شد. در این زمان جمعیت تهران به حدس و گمان نزدیک به ۱۵۰۰۰ نفر بود، اما این جمعیت اندک، خیلی زود با سیل مهاجرانی روبرو شد که بنابر جاذبه ها و نیازهای پایتخت جدید راه خود را به این سو کج کرده بودند.

نخستین مهاجران از ایل و تبار قاجار بودند که خود را نه فقط صاحب تهران که مالک سراسر ایران می دانستند. درباری که اینان در تهران شکل دادند، نیازهای بسیار داشت. چنان که گفته شد، عده ای دیوان سالار از فراهان و تفرش و گرکان آمدند. تعداد زیادی معمار و بنا نیز از کاشان روانه تهران شدند تا در ساخت کاخ های سلطنتی و خانه های اعیانی شرکت جویند.

پایتخت، مرکز داد و ستد کشور است و از این رو بازرگانان شهرهای معتبری چون تبریز و اصفهان، نمی توانستند خود را از چنین بازاری کنار بکشند، پس آنها نیز به جمع مهاجران پیوستند.

 

 

این تحولات جمعیتی را می توانیم در آمار سال ۱۲۸۶ هجری قمری ملاحظه کنیم. آمار بوسیله یکی از شاگردان دارالفنون به نام عبدالغفار نجم الملک گردآوری شده و نشان می دهد که در این سال، جمعیت ۱۴۷ هزار نفری تهران به ترتیب شامل تهرانی ها (۲۴ درصد)؛ قاجارها (۱۲ درصد)؛ اصفهانی ها (۶ درصد)؛ آذری ها (۵ درصد) و اهالی دیگر شهرها (۵۳ درصد) بوده است. این دیگران، بیشتر کاشانی و در کار بنایی و معماری بودند.

بنابراین تهران در همان نخستین سده پایتختی، به شدت مهاجر پذیر بود و تهرانی ها گرچه از یکایک گروههای مهاجر بیشتر بودند، اما نسبتشان به مجموع مهاجران، حدود یک به سه بود.


"فرصت تهرانی شدن"

این که در این سده ساکنان تهران چه می کردند، از آمار دیگری مربوط به سال ۱۲۶۹ هجری قمری یعنی ۱۷ سال پیش از آمار نجم الملک به دست می آید. در این آمار که احتمالا برای استفاده های مالیاتی گرفته شده است، ۲۵۶ دکان، شغل، حرفه و خدمات فهرست شده اند که تقریبا همه جور کاری را در برمی گیرند؛ از مشاغل منسوخ شده مانند باروت کوبی، نخودبریزی، زنبورک چی، شربت دار، منجم باشی، نقاره چی و ... تا مشاغل همچنان پابرجا مثل خیاطی و قصابی و بقالی.

در این آمار به تعداد زیادی نوکر نیز برمی خوریم که همان کارمندان دولت هستند. این شغل بیش از همه در تهران رواج داشت و تا امروز کسان بسیاری را از شهر و دیار خود بدین جا کشانده است.

همچنین در آمار دیگری که مربوط به سال ۱۳۲۰ هجری قمری (۱۲۸۱ خورشیدی) است، سر و کله مشاغل کاملا جدید مانند دوافروشی، نفت فروشی، شیرینی فروشی، تلگرافچی و پستچی پیدا می شود که نتیجه ورود دستاوردهای تمدن مغرب زمین به ایران است.

البته ورود مهاجران تا پایان دوره قاجار هرگز قطع نشد و این که در جنبش مشروطه اغلب نام ها چه در گروه مشروطه خواهان، چه در گروه مشروطه ستیزان، پسوند شهرهای دیگر را دارند، خود گواهی است بر این مدعا و از آن مهم تر این که بسیاری مهاجران از برکشیدگان جامعه بودند: سید عبدالله بهبهانی، میرزا جهانگیر خان شیرازی (صوراسرافیل)، سید جمال الدین واعظ اصفهانی، ناظم الاسلام کرمانی، سلطان العلمای خراسانی، محمد مهدی شریف کاشانی، محمد رضا مجتهد قمی، سید جمال الدین افجه ای، شیخ فضل الله نوری، سید علی آقا یزدی و ....

رشد سالیانه جمعیت تهران از سال ۱۲۸۶ تا ۱۳۲۰ هجری قمری2.85 درصد گزارش شده است که با در نظر گرفتن میزان بالای زاد و ولد از یک سو و زیادی مرگ و میر از سوی دیگر، رقم معقولی برای آن دوره است؛ و شاید اگر تهران بر همین سیاق جلو می آمد، تهرانی ها و تهرانی شده ها اکثریت مطلق جمعیت را از آن خود می کردند و اوضاع به گونه ای رقم نمی خورد که امروزه در شهری ۱۰ میلیونی، چراغ به دست بگیریم و در پی تهرانی و تهرانی زاده باشیم!

"تهران برای مهاجران"

اما نیازها و جاذبه های پایتختی، مهاجران بیشتری را بدین سو سوق داد. در نخستین سال سده ۱۳۰۰ خورشیدی، جمعیت تهران ۲۱۰ هزار نفر بود اما بیست سال بعد در ۱۳۲۱ به ۷۰۰ هزار نفر رسید. بی تردید، ۳/۳ برابر شدن ساکنان شهر در این مدت فقط ناشی از زاد و ولد تهرانی ها نبود؛ بلکه از دومین موج بزرگ مهاجرتی پس از پایتختی تهران حکایت می کرد که در دوره سلطنت رضا پهلوی (۱۳۲۰– ۱۳۰۴ خورشیدی) به راه افتاد.

علت عمده اش نیز تمرکز پروژه های نوین سازی در تهران و ایجاد یک بازار کار بزرگ در پایتخت بود؛ بازاری که در همه رده های تجارت، صنعت، خدمات و امور ساختمانی به نیروی کار نیاز داشت. بدین ترتیب تهرانی ها یک بار دیگر خود را در محاصره مهاجران دیدند و چاره ای نبود که با آنها کنار بیایند و دربیامیزند.

روند مهاجرت به تهران تا دهه ۱۳۴۰ تا حدی متعادل بود، اما در این دهه، سومین موج بزرگ حرکت خود را آغاز کرد. اصلاحات ارضی که بسیاری کشاورزان را بی زمین گذارد یا زمین کافی به آنها نداد و روستائیان خوش نشین را به ترک یار و دیار واداشت، نقش به سزایی در این باره بازی کرد.

نوع مهاجران نیز متفاوت بود. اگر در آغاز پایتختی تهران، مهاجران از جنس بنا و معمار و دیوانسالار و بازرگان و صنعت گر بودند و کمک می کردند که شهر در قواره یک پایتخت ظاهر شود، مهاجران دهه چهل بیشتر سربار تهران شدند و زاغه ها و حاشیه ها را گسترش دادند. اینها البته جدا از نخبگانی بودند که همواره به سبب مرکزیت سیاسی، اقتصادی و فرهنگی تهران بدین شهر آمده اند و بیشتر، کیفیت حضورشان مهم است تا کمیتشان.

به هر روی در دهه چهل و پنجاه، فرصت های سرمایه گذاری و امکانات تولیدی بیش از پیش در تهران متمرکز شد و وجود بیشترین دانشگاهها و مراکز فرهنگی همچون روزنامه ها، انتشارات و چاپخانه ها، موزه ها، سینماها، تئاترها و کتابخانه ها، شهر را در ابعاد گسترده تری در معرض ورود مهاجران قرار داد.

"تهرانیان جدید"

ابعاد موج سوم مهاجرت را می توان درخلال داده های سرشماری های تخصصی که از سال ۱۳۳۵ هر ده سال یک بار تکرار شدند، به دقت نگریست. جمعیت تهران که در این سال یک میلیون و ۵۱۲ هزار نفر (بدون جمعیت ری و تجریش) بود در سال ۱۳۴۵ به دو میلیون و ۷۱۹ هزار نفر و در سال ۱۳۵۵به چهار میلیون و ۵۳۰ هزار نفر رسید . بدین سان میانگین رشد ۱۵ درصدی برای جمعیت تهران رقم خورد.

در آمارگیری سال ۱۳۵۵ روشن شد که 55.1 درصد از ساکنان پایتخت، متولد شهرستان تهران، 9.6درصد متولد شهرهای استان تهران، 33.7درصد متولد سایر استان ها و 1.6 درصد متولد خارج از کشور هستند.

بنابراین آمار نسبت تهرانی ها به مهاجران ۵۵ به ۴۵ بود، اما همین تهرانی زاده ها نیز یک یا دو نسل پیش تر نسب به مهاجران می بردند. پس حق با محمد علی جمال زاده بود که به سال ۱۳۵۰ در یکی از مقاله هایش نوشت: "طهرانی حقیقی که نسلا بعد نسل جد و آبائش طهرانی باشد، بسیار کم است." حتی خود او نیز به عنوان فرزند سید جمال الدین واعظ اصفهانی ریشه در نصف جهان داشت.

طرفه آن که همین جمعیت بسیار کم هرگز در محله های قدیمی و اصیل شهر مانند عودلاجان، دولت، سنگلج و چالمیدان باقی نماندند و با گسترش شهر، در چهارسوی شهر پراکنده شدند. سبک و سیاق زندگی و خلقیات آدم ها نیز عوض شده بود. در دوره قاجار ازدواج ها یا خانوادگی بود، یا محلی و یا میان دختران و پسرانی که پدرانشان هم شغل بودند، اما در دوره جدید این رسم و رسوم به زوال گرایید و تهرانی ها که چند نسل با مهاجران درآمیخته بودند، با دغدغه کمتر و در اندازه بیشتری بدین کار دست یازیدند.

پس از انقلاب، موج چهارم مهاجرت به سوی تهران سرازیر شد. باز به همان علل گذشته و این که تلاطمات ناشی از انقلاب و مصایب برخاسته از جنگ، نه فقط به مهاجرت دامن زد بلکه مهار آن را دشوار ساخت. مهاجران، دهها شهرک پیرامون تهران درست کردند که بعدها برخی شان چون اسلامشهر به عنوان شهر به رسمیت شناخته شدند. دولت نیز در فشار روزافزون جمعیت دست به کار ساخت شهرهایی چون پردیس و هشتگرد شد که بسیاری از آن ها همراه با جمعیت کرج و سایر شهرهای اطراف روزها به تهران می آیند و شب ها بازمی گردند.

چنین است که جست و جوی تهرانی های اصیل کاری است نه چندان آسان و شاید که بیهوده. راستی که ردپای آنان در تاریخ گم شده است!

منبع:
نوشته شده توسط amir-kh | لينک ثابت | موضوع: خواندنی |

تاریخچه درخت کریسمس  

تاریخچه درخت کریسمس

سنت درخت کریسمس، به آلمان قرن شانزدهم میلادی و زمانی که مسیحیان، درختان تزیین شده را به خانه های خود آوردند، برمیگردد. همچنین در آن زمان عده ای هرمهایی از چوب میساختند و آنرا با شاخه های درختان همیشه سبز و شمع تزیین میکردند.

به تدریج رسم استفاده از درخت کریسمس در بخشهای دیگر اروپا نیز طرفدارانی پیدا کرد. در سال 1841، انگلستان، پرنس آلبرت (Prince Albert)، شوهر ملکه ویکتوریا (Queen Victoria) با آوردن درخت کریسمس به کاخ ویندسور (Windsor) و تزیین آن با شمع، شیرینی، میوه و انواع آب نبات، استفاده از درخت را به چیزی مد روز مبدل کرد.
Merry Christmas
واضح است که خانواده های ثروتمند انگلیسی به سرعت از این مد پیروی کردند و با ولخرجی تمام به تزیین درخت میپرداختند. در سالهای 1850، این تزیینات شامل عروسک، لوازم خانه مینیاتوری، سازهای کوچک، جواهرات بدلی، شمشیر و تفنگ اسباب بازی، میوه و خوراکی بود.

بسیاری از آمریکاییهای قرن نوزدهم، درخت کریسمس را چیزی غریب میدانستند و اولین درخت کریسمس در آمریکا، مربوط به سال 1830 است که آنهم توسط ساکنان آلمانی پنسیلوانیا به نمایش گذاشته شده بود. این درخت برای جلب کمکهای مردمی برای کلیسای محلی برپا شده بود. در سال 1851، چنین درختی در محوطه خارجی یک کلیسا برپا شد اما وجود آن برای ساکنان این قصبه بسیار توهین آمیز و نوعی بازگشت به بت پرستی به شمار می آمد و آنها خواستار جمع کردن تزیینات شدند.

در حدود سالهای 1890، لوازم تزیینی کریسمس از آلمان وارد میشد و درخت کریسمس به تدریج در ایالات متحده محبوبیت میافت. جالب است که ار.پاییان از درختان کوچکی که حدود 1 تا 1.5 متر طول داشتند استفاده میکردند در حالی که آمریکاییان درختی را میپسندیدند که تا سقف خانه برسد.

در اوایل قرن بیستم، آمریکاییان درختهای کریسمس را بیشتر با لوازم تزیینی دست ساز خودشان تزیین میکردند اما بخشهای آلمانی/آمریکایی همچنان به استفاده از سیب، بلوط، گردو و شیرینیهای کوچک بادامی ادامه میدادند.

کشف برق، به ساخته شدن چراغهای کریسمس انجامید و امکان درخشش را برای درختان به ارمغان آورد. پس از آن دیدن درختان کریسمس در میدان شهرها به یک منظره آشنای این ایام مبدل شد و تمام ساختمانهای مهم-چه شخصی و چه دولتی- با برپا کردن یک درخت، به اسقبال تعطیلات کریسمس میرفتند.

در تزیین درختهای کریسمس اولیه، به جای مجسمه فرشته در نوک درخت، از فیگورهای پریهای کوچک- به نشانه ارواح مهربان- یا زنگوله و شیپر- که برای ترسانیدن ارواح شیطانی به کار میرفت- استفاده میشد.

در لهستان، درخت کریسمس با مجسمه های کوچک فرشته، طاووس و پرندگان دیگر و تعداد بسیار زیادی ستاره، پوشیده میشد. در سوئد، درخت را با تزیینات چوبی که با رنگهای درخشان رنگ آمیزی شده اند و فیگورهای کودک و حیوانات از جنس پوشال و کاه تزیین میکنند. دانمارکیها، از پرچمهای کوچک دانمارک و آویزهایی به شکل زنگوله، ستاره، قلب و دانه برف استفاده میکنند. مسیحیان ژاپنی بادبزنها و فانوسهای کوچک را ترجیح میدهند.

تزیین درخت در اوکراین نیز بسیار جالب است، آنها حتما در تزیین درخت خود از عنکبوت و تار عنکبوت استفاده میکنند و آنرا خوش یمن میدانند، زیرا بنا بر یک افسانه قدیمی، زنی بی چیز که هیچ وسیله ای برای تزیین درخت و شاد کردن فرزندان خود نداشت، با غصه به خواب میرود و هنگام طلوع خورشید متوجه میشود که درخت کریسمس خانه اش با تار عنکبوت پوشیده شده است و این تارها با دمیدن خورشید به رشته های نقره مبدل شده اند.

افسانه های درخت کریسمس

افسانه های بسیاری درباره پیدایش درخت کریسمس وجود دارد. یکی از آنها داستان سنت بانی فیس (Saint Boniface - یک راهب انگلیسی که کلیسای مسیحی را در فرانسه و آلمان سازماندهی کرد) است.

او در یکی از سفرهای خود به گروهی از بت پرستان برمیخورد که به دور درخت بلوط بزرگی گرد آمده بودند و میخواستند کودکی را برای خدایی به نام تور (Thor)، قربانی کنند. بانی فیس برای نجات جان کودک و جلوگیری از این رسم وحشیانه، درخت تنومند را با یک ضربه مشت خود بر زمین می اندازد. در جای این درخت، یک نهال کوچک صنوبر میروید. این قدیس به بت پرستان میگوید که این صنوبر کوچک، درخت زندگی و نماد زندگی جاویدان حضرت مسیح است.

یک افسانه دیگر میگوید که مارتین لوتر (Martin Luther)، بنیان گذار مکتب پروتستان، در شب کریسمس از میان جنگلی میگذشت. او در حین راه رفتن محو زیبایی هزاران ستاره که از میان شاخه های درختان همیشه سبز جنگل میدرخشیدند شده بود و آنچنان تحت تاثیر این زیبایی قرار گرفته بود که درخت کوچکی را برید و برای خانواده اش برد.در آنجا برای به وجود آوردن منظره جنگل، درخت را با شمعهای کوچکی بر تمام شاخه ها، آراست.

قصه دیگر درباره هیزم شکن فقیری است که سالها پیش، در شب کریسمس به کودک گرسنه و گمشده ای بر میخورد و با وجود فقر فراوان، برای کودک غذا و سرپناهی محیا میکند. هنگام صبح، هیزم شکن بیدار شده و درخت درخشان و زیبایی را در پشت در منزل خود میبیند. آن کودک گرسنه، در واقع حضرت مسیح بوده و درخت زیبا را به عنوان هدیه ای به مرد نیکوکار در آنجا گذاشته بوده است.

عده ای سرچشمه پیدایش درخت کریسمس را، "نمایش بهشت" (Paradise Play) میدانند. در قرون وسطا، زمانی که اکثر مردم بی سواد بودند، برای آموزش داستانهای مذهبی به آنان از نمایش استفاده میکردند. یکی از این نمایشها، نمایش بهشت بود که درباره پیدایش آدم و حوا و داستان رانده شدن آنها از بهشت صحبت میکرد و همه ساله در 24 دسامبر اجرا میشد.

اجرای نمایش در زمستان، یک مشکل کوچک داشت و آن نیاز به یک درخت سیب بود اما درختان سیب در زمستان باری نداشتند، با یک تغییر کوچک، مشکل حل شد و آن آویختن سیب به شاخه های درخت همیشه سبزی چون صنوبر، بود. درختهای مزین به گویهای رنگین، درواقع نوادگان این درختهای نمایشی هستند.

تزیین درخت کریسمس

این روزها، با ورود به هر مغازه ای، با انواع تزیینات درخت کریسمس، با جنسها، قیمتها و شکلهای مختلف روبرو میشویم. چیزی که زمانی یک رسم ساده خانوادگی بوده، اکنون به صنعتی چندین میلیارد دلاری تبدبل شده است.

مانند اکثر آداب و رسوم کریسمس، این رسم هم از درهم آمیختن رومیان باستان و مذهب فراگیر مسیحیت به وجود آمده است. مسیحیان اولیه اعتقاد داشتند که درختان خاصی خارج از فصل خود و در شب کریسمس، به خاطر تولد مسیح، گل میدهند.

این اعتقاد با یک رسم رومی که عبارت از آراستن خانه با شاخه های سبز در شب سال نو بود، درهم آمیخت و رسم آراستن یک درخت همیشه سبز را به طوری که تداعی کننده گل دادن آن باشد، به وجود آورد.

طبیعی است که درختان کریسمس در ابتدا به شکل دیگری و گاهی کاملا متفاوت از انواع امروزی آن تزیین میشده اند و تزیینات اولیه تقریبا به طور کلی دست ساز یا خوردنی بوده اند.

انواع آجیل، میوه، شیرینی و کاغذهای رنگی معمول ترین لوازم آرایش درخت بوده اند، در حالی که اکنون، یک درخت معمولی با ترکیبی از مواد تزیینی خریداری شده و خانگی تزیین میشود و رشته چراغهای کوچک و رنگین جای شمع را گرفته است.اما شیوه تزیین شدن درخت اهمیت ندارد، مهم این است که این درخت هنوز هم نماد یک رسم ریشه دار برای گردهمایی خانوادگی، رد و بدل کردن هدایای مختلف و ابراز محبت خالصانه ای است که شاید در طول سال زمانی برای ابراز آن وجود نداشته باشد.

منبع : سایت شهروند

نوشته شده توسط amir-kh | لينک ثابت | موضوع: خواندنی |

عید سعید غدیر خم و عید کریسمس رو به دوستان عزیزم تبریک عرض می کنم 

عید غدیر مبارککریسمس مبارک


عید سعید غدیر خم و عید کریسمس رو به دوستان عزیزم تبریک عرض می کنم

Happy New Year 2008


 

نوشته شده توسط amir-kh | لينک ثابت | موضوع: خواندنی |

اصطلاحات کاربردی در زبان مالایی 

اینم یک سری از اصطلاحات کاربردی در زبان مالایی برای شما!!!

NO

English

Bahasa Melayu

Persian

1

Welcome

Salamat datang

خوش آمدید

2

Thank you

Terima Kasih

متشکرم

3

Sorry

Maaf

ببخشید

4

Yes

Ya

بله

5

No

Tidak

نه

6

How are you ?

Apa khabar ?

حالتون چطوره ؟

7

Nice to meet you

Gembira berjumpa Dangan awak

از ملاقات شما خوشبختم

8

See yot again

Jumpa lagi

دوباره می بینمت

9

How match is it ?

Berapakah harga ini ?

قیمت این چقدره ؟

10

It`s too expensive

La terlalu mahal

خیلی گرونه

11

Can this be cheaper ?

Bole murah lagi ?

میشه ارزونتر باشه

12

What is this ?

Apa ini ?

این چیه ؟

13

This is delicious

Sedapnya

خیلی خوشمزه هست

14

It is beautiful

La sungguh cantik

خیلی قشنگه

15

I am lost !

Saya sudah sesat

من گم شده ام

16

Where is this place ?

Di manakah tempat ini ?

این محل کجاست ؟

17

Can you help me ?

Bole tolong saya ?

میشه کمکم کنید ؟

18

The weather is very hot

Cuaca sangat panas

هوا خیلی گرمه

19

Please wait a moment

Sila tanggu sebentar

یک دقیقه صبر کنید

20

I like this

Saya suka ini

این را دوست دارم

21

One

Satu

یک

22

Two

Dua

دو

23

Three

Tiga

سه

24

Four

Empat

چهار

25

Five

Lima

پنج

26

Six

Enam

شش

27

Seven

Tuju

هفت

28

Eight

Lapan

هشت

29

Nine

Sembilan

نه

30

Ten

Sepuluh

ده

منبع:klnews

نوشته شده توسط amir-kh | لينک ثابت | موضوع: خواندنی |

مسلمانان مالزی فطریه خود را با پیام کوتاه پرداخت می‌کنند 

 
ایالت ترنگانو در شمال شرقی کوالالامپور سرویس پیام کوتاهی را فعال کرده تا به مسلمانان مالزیایی که خارج از این کشور به سر می برند کمک کند فطریه را در کشور خود پرداخت کنند.

به گزارش خبرگزاری مهر به نقل از روزنامه استار چاپ مالزی، ادریس یوشع از امور اسلامی ایالت ترنگانو اظهار داشت: این سیستم فرآیند ارائه فطریه توسط مسلمانان را ساده تر می کند.

در این سیستم مسلمانی که می خواهد فطریه را پرداخت کند وجه را تنها با یک پیام کوتاه تلفنی به مقامات امور اسلامی ارائه می کند.

وی افزود: این سیستم با همکاری میان دولت ایالت ترنگانو و شرکت ارائه کننده خدمات ارتباطات سیار اجرایی شده است.

این مقام دولتی در بخش دینی اظهار داشت که اجرای این سیستم برای کاربران امنیت کامل داشته و کاربران مسلمان به جز هزینه ارسال پیام کوتاه هیچ هزینه اضافی دیگری متحمل نمی شوند.

زکات دهندگان مسلمان با رعایت چند کد، مبالغ خود را به طور اتوماتیک به دست نیازمندان می رسانند.

منبع: خبر گزاری مهر

نوشته شده توسط amir-kh | لينک ثابت | موضوع: خواندنی |